کاش عاشقی هم پا می گرفت...

کنجِ پستوی خیس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم

کاش عاشقی هم پا می گرفت...

کنجِ پستوی خیس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم

همچو شمع ...


این روز ها از نبودنت گر می گیرم

                     جای خالیت تمام وجودم را به آتش می کشد

و آن گاه در تاریکی و سیاهی دلتنگی به شمعی تبدیل میشوم

برای پروانه هایی که

مرا با شمع خیالشان اشتباه گرفته اند ....

بعدا نوشت :

                             کاش می دانستند که شمع آن ها ، خود پروانه ی شمع دیگری ست ...


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد