کاش عاشقی هم پا می گرفت...

کنجِ پستوی خیس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم

کاش عاشقی هم پا می گرفت...

کنجِ پستوی خیس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم

برای هستییییییییییییییییییییییییی من.... :

ه دنبال توام منزل به منزل
پریشان میروم ساحل به ساحل
به خوابت دیده ام رویا به رویا
به یادت بوده ام فردا به فردا
پس از تو روح سرگردان موجم
هنوزم تشنه ام دریا به دریا
تو را تنهای تنها میشناسم
تو را هر جای دنیا میشناسم....

من نشانی از تو ندارم اما....

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:

در عصرهای انتظار، به حوالی بی کسی قدم بگذار!

خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!

کلبه ی غریبی ام را پیدا کن!

کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!

درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!

حریر غمش را کنار بزن!

مرا می یابی...


خدایا...



بفهمانم که بی تو چه می شوم، اما نشانم نده !

ولی هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد....

آمین یا ربّ العالمین


http://www.askdin.com/gallery/images/2732/1_16.jpg

پس از این

پس از این عشق به هر عشق جهان می خندم... هر که آرد سخن عشق به آن می خندم... روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد... پس از این سوز به هر سوز جهان می خندم...

راز عاشقانه

او میگفت ، من نیز برایش درد دل میکردم.


درد دل او ، درد دل من بود ، درد دل ما ، یک راز عاشقانه بود…


رازی که همیشه در دلهایمان خواهد ماند .



نشد!!

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ی ممنوع ولی لب هایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

عشق یعنی...

 
     

عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده با چشمان تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی درجهان رسوا شدن
عشق یعنی سست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن با ساختن 
عشق یعنی زندگی را باختن...

خدا

 
 

 

 

خدا هست ، همیشه بوده

اورا اینجا در چشمهای مردمی که در راهرو نومیدی راه میروند میبینم .

خانه واقعی خدا اینجاست ، آنها که از یادش برده اند اینجا پیدایش میکنند.

نه در آن مسجد سفید با چراغهای الماسگون و مناره های بلند.

خدا هست ، باید باشد.....

عشق........ !

 

 

 عشق نمی پرسه اهل کجایی؟

 فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی .عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟

فقط میگه: باعث می شی قلب من به ضربان بیفتهعشق نمی پرسه چرا دور هستی؟

 فقط میگه: همیشه با منی .عشق نمی پرسه دوستم داری؟

 فقط میگه: دوستت دارم

دوستت دارم؟؟؟؟!!!

 

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟

 لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده

تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

پیامک های فصل تابستان

پیامک های فصل تابستان

پیامک های فصل تابستان

  تو این گرما بیا دیوونه گردیم /  تو حوض آب یخ وارونه گردیم

ادامه مطلب ...

جملات عاشقانه برای کسی که دوستش داریم….

به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی

=======================

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

=======================

آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و کهکشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاکی از وجود پروردگار یکتاست، پس از او اطاعت می کنیم، چون او معین کرده که مرگ آغاز جاودانه هاست.

=======================
می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

=====================

خواب ناز بودم شبی…. دیدیم کسی در میزند…. در را گشودم روی او …دیدم غم است در می زند… ای دوستان بی وفا…از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی….. هر شب به من سر می زند

======================

هزار دستگاه ریو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سکه طلا و میلیاردها ریال اسکناس دو هزارتومانی فدای یه تار موی گلی مثل تو

======================

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

=======================

خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش می‌دوی پرواز می‌کنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه

=======================

من همه ی قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اونم از غصه ی توست

=======================

سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا

عشق یعنی خون

عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق و عاشقی

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست



ای پیتزای عشقم! همبرگر قلبم! کباب زندگیم و اسپاگتی افکارم! بی تو فلافلم


 

قلب با جملات عاشقی

  عاشق                           عاشق تر
                            نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق

                           @@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@
          امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه
          فقط خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره از درو دیوارش غم
      عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت
    نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش
 حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای
     سیاه پوشن ، چراغ خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی ،   دیگه  ساعت رو
     طاقچه شده کارش فراموشی  ، شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون نمی
       باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که نیستی  توی  این خونه ،  دیگه  آشفته
         بازاریست  ،  تموم  گل ها خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از
             رنگ و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت
           گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم
                 گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو
                         به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری
                             گفتم که تو می دونی،سرخاک
                                  تو می میرم ، ولی
                                    تا لحظه مردن
                                     نمی گیرم
                                      از دل