کاش عاشقی هم پا می گرفت...

کنجِ پستوی خیس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم

کاش عاشقی هم پا می گرفت...

کنجِ پستوی خیس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم

چندروزی میشه که  خاطراتتو ازخودم دورکردم

ساعتهایی که برام خریده بودی

روسری.رژ لب صورتی.گلت که خشکه خشک شده ولی هرگز نمرده..

ازهمه مهمترعکسات وخیلی چیزای دیگه که ازتو

برام مونده بود........

فقط اون مسواکه  رو دارم هرروز میرم سراغش ...

امروز وقتی داشتم عطرمیخریدم رسیدم به یه عطری که بوش خیلی اشنابود

وقتی درست بوش کردم یادم افتادتو ازاون عطرمیزدی

میخواستم همون عطرروبگیرم ولی.......

ولی یادم افتاددیگه بایدفراموشت کنم......

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد