کاش عاشقی هم پا می گرفت...

کنجِ پستوی خیس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم

کاش عاشقی هم پا می گرفت...

کنجِ پستوی خیس از عطر شب‌بوها، پشت نقابِ غبارآلود خاطره ها،تصویری از درنگ را نقاشی میکنم

خداحافظی...

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ی ممنوعه ولی لبهایم

هرچه ازطعم لب سرخ تودلکندنشد

باچراغی همه جاگشتم وگشتم درشهر

هیچکس.هیچکس اینجابه تو مانندنشد

هرکسی دردل من جای خودش را دارد

جانشین تو دراین سینه خداوند نشد

خواستندازتو بگویند شبی شاعرها

عاقبت باقلم شرم نوشتند نشد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد